جواني!! جواني!! .

جواني!!

اس ام اس

اس ام اس عاشقانه و غمگين جديد . . .


گاه سكوت يك دوست معجزه ميكنه ، و تو مي آموزي كه هميشه ، بودن در فرياد نيست .

.

.

.

در اوج دل نشاندمت ، در رهگذار زندگي زمانه گر خزان شود ، توئي بهار زندگي . . .

.

.

.

ديرگاهيست كه تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام

وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غم ها شده ام

دگر آئينه ز من با خبر است / كه اسير شب يلدا شده ام

من كه بي تاب شقايق بودم / همدم سردي يخ ها شده ام

كاش چشمان مرا خاك كنيد / تا نبينم كه چه تنها شده ام . . .

.

.

.

زندگي پرتو عصر است كه در بزم وجود ، به نسيم مژه بر هم زدني خاموش است . . .

.

.

.

بمون بگو چكار كنم ، دنيا پر از درد و غمه / تموم زندگيم توئي ، تو هم كه اخمات تو همه !

.

.

.

همه دنبالت ميگردن ، فكر ميكنن گم شدي ، بگم تو قلب مني خيالشون راحت بشه !؟

.

.

.

چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند ، تماشاي تو زيباست اگر بگذارند

به من عاشق مسكين به حقارت منگر ، دل ما وسعت درياست اگر بگذارند . . .

.

.

.

بلند ترين شاخه درخت ، يك واژه را مي فهمد ، و آن هم تنهائيست . . .

.

.

.

فرياد من از داغ توست ، اينگونه خاموشم نكن ،

حالا كه يادت ميكنم ، ديگر فراموشم نكن . . .

.

.

.

در سراي گل فروشان گرچه گل بسيار است ، چون تو گل پيدا نمودن مشكل و دشوار است

.

.

.

هيچ كس تنهائيم را حس نكرد ، بركه طوفانيم را حس نكرد ،

او كه سامان غزل هايم از اوست ، بي سر و سامانيم را حس نكرد . . .

.

.

.

اي اشك ، گرم و آرام ببار بر گونه بيمار من ، اي غم ، تو هم لذت ببر از اين همه آزار من

.

.

.

عشق يك واژه زلال است ، تو بايد باشي ، قلب من زير سوال است ، تو بايد باشي

فال حافظ زدم آن رند غزل خوان هم گفت ، زندگي بي تو محال است ، تو بايد باشي . . .

.

.

.

از فراق تو مرا هر نفسي صد آه است ، از تو غافل تيستم اي دوست خدا آگاه است . . .

.

.

.

گوهر دل را نزن بر سنگ هر ناقابلي ، صبر كن پيدا شود گوهر شانس قابلي . . .

.

.

.

شب شكست ، پيمان شكست ، عهدي شكست ، قلبي شكست

از شكست هر شكستي بر دلم آهي نشست . . .

.

.

.

اگه به تو زل نميزنم ، رازي است كه با نگاه فاش ميشود . . .

.

.

.

اي كاش زندگي مثل فوتبال بود ، كه خوشي را پاس ، جدائي را شوت ،

بي وفائي را فول ، غم را آفسايد و محبت را گل ميكرديم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۲ شهريور ۱۳۸۹ساعت: ۰۲:۴۲:۴۴ توسط:مينا موضوع: جالب | نظرات (1)

مباركه

+ نوشته شده: ۱۳ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۲:۰۴:۳۸ توسط:مينا موضوع: تبريك | نظرات (0)

اس ام اس

اس ام اس تبريك روز مبعث پيامبر - سري 2

اس ام اس مبعث ، پيامك روز مبعث

از بعثت او جهان جوان شد ، گيتى چو بهشت جاودان شد

اين عيد به اهل دين مبارك ، بر جمله مسلمين مبارك . . .

 

 

.

.

.

اس ام اس مبعث ، پيامك روز مبعث

تويي هم مصطفي و هم محمد / تو را در آسمان نامند احمد

تو كانون صفا مرد يقيني / تو عين رحمه للعالميني

عيد مبعث بر تمام مسلمانان مبارك باد

.

.

.

اس ام اس مبعث ، پيامك روز مبعث

تو اكنون شهر علم و اجتهادي / تو رب النوع شمشير و جهادي

تو خورشيدي شدي در گوشه غار / بر نور تو شد خورشيد و مه تار

بتاب و روشني بخش جهان باش / مهين پيغمبر آخر زمان باش . . .

عيد پيامبري رسول خدا مبارك

.

.

.

اس ام اس مبعث ، پيامك روز مبعث

به امر رب خود لبيك گوييم ، به همراه ملائك جمله گوييم

سلام و رحمت حق بر محمد ، اللهم صل علي محمد

.

.

.

اس ام اس مبعث ، پيامك روز مبعث

ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد / دل رميده ما را انيس و مونس شد

بعثت پيامبر اكرم بر پيروان حقيقيش تهنيت باد

.

.

.

اس ام اس مبعث ، پيامك روز مبعث

تو اكنون شهر علم و اجتهادي / تو رب النوع شمشير و جهادي

تو خورشيدي شدي در گوشه غار / بر نور تو شد خورشيد و مه تار

بتاب و روشني بخش جهان باش / مهين پيغمبر آخر زمان باش

عيد پيامبري رسول خدا مبارك

.

.

.

اس ام اس مبعث ، پيامك روز مبعث

مبعث رسول اكرم بر شما و خانواده گراميتان مبارك باد

اين عيد فراموش نشدني و روز خجسته بر شما فرخنده باد . . .

.

.

.

اس ام اس مبعث ، پيامك روز مبعث

سالروز انتخاب شدن محمد مصطفي (ص) براي پيامبري

از سوي خداوند متعال بر همه مسلمانان جهان مبارك باد . . .

.

.

.

اس ام اس مبعث ، پيامك روز مبعث

اميد آنكه لياقت رحمتي از الطاف رحمة للعالمين را

داشته باشيم و اين روز را به يادش گناه نكنيم . . .

.

.

.

اس ام اس مبعث ، پيامك روز مبعث

رفته خود از عرش تا به فرش سراسر

زير فلك سايه لواي محمد(ص)

نوري(سيّاره) يافت راه هدايت

تا كه شدش عشق رهنماي محمد(ص)

عيد مبعث مبارك

.

.

.

اس ام اس مبعث ، پيامك روز مبعث

سائل درمانده نااميد نگردد

گر كه بكوبد در سراي محمد(ص)

اي كه نداي” اذان” رسيد به گوشت

هان كه به گوشت رسد نداي محمد(ص)

مبعث مبارك

.

.

.

اس ام اس مبعث ، پيامك روز مبعث

خواند زبان دلم ثناي محمد(ص)

ماند خرد خيره در لقاي محمد(ص)

ديده دل، جام جم به هيچ شمارد

سرمه كند گر زخاك پاي محمد(ص)

عيد مبعث بر همگان مبارك

.

.

.

اس ام اس مبعث ، پيامك روز مبعث

تويي هم مصطفي و هم محمد تو را در آسمان نامند احمد

تو كانون صفا مرد يقيني تو عين رحمه للعالميني

عيد مبعث بر تمام مسلمانان مبارك باد

.

.

.

اس ام اس مبعث ، پيامك روز مبعث

بعثت نه اين سرور، سرور ولايت است /  مبعث نه اين چراغ، چراغ هدايت است

خورشيد چون ز شرق حرا پرتو افكند /  احمد نه اين فروغ، فروغ رسالت است

.

.

.

اس ام اس مبعث ، پيامك روز مبعث

نور عترت آمد از آيينه ام

كيست در غار حراي سينه ام

رگ رگم پيغام احمد مي دهد

سينه ام بوي محمد مي دهد

.

.

.

اس ام اس مبعث ، پيامك روز مبعث

از بعثت او جهان جوان شد ، گيتى چو بهشت جاودان شد ، اين عيد به اهل دين مبارك ، بر

جمله مسلمين مبارك.

.

.

.

اس ام اس مبعث ، پيامك روز مبعث

آن شب ، شب بيست و هفتم رجب بود . محمد غرق در انديشه بود كه ناگهان صدايي گيرا

و گرم درغار پيچيد : بخوان! بخوان به نام پروردگارت كه بيافريد ، آدمي را از لخته خوني

آفريد ، بخوان كه پروردگار تو ارجمندترين است ، همو كه با قلم آموخت ، و به آدمي آنچه را

كه نمي دانست بياموخت . . .

عيد مبعث مبارك باد


ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۳ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۱:۵۰:۵۵ توسط:مينا موضوع: | نظرات (0)

؟؟؟



نمي خواهم بميرم 


نمي خواهم بميرم، با كه بايد گفت؟
كجا بايد صدا سر داد؟
                 در زير كدامين آسمان،
                            روي كدامين كوه؟
كه در ذرات هستي رَه بَرَد توفان اين اندوه
كه از افلاك عالم بگذرد پژواك اين فرياد!
كجا بايد صدا سر داد؟

فضا خاموش و درگاه قضا دور است
زمين كر، آسمان كوراست
نمي خواهم بميرم، با كه بايد گفت؟

اگر زشت و اگر زيبا
اگر دون و اگر والا
من اين دنياي فاني را
هزاران بار از آن دنياي باقي دوست تر دارم.

به دوشم گرچه بارغم توانفرساست
وجودم گرچه  گردآلود سختي هاست

نمي خواهم از اين جا دست بردارم!
تنم در تار و پود عشق انسانهاي خوب نازنين
بسته است.
دلم با صد هزاران رشته، با اين خلق
                            با اين مهر، با اين ماه
                            با اين خاك با اين آب ...
                                               پيوسته است.

مراد از زنده ماندن، امتداد خورد و خوابم نيست
توان ديدن دنياي ره گم كرده در رنج و عذابم نيست
هواي همنشيني با گل و ساز و شرابم نيست.

جهان بيمار و رنجور است.
دو روزي را كه بر بالين اين بيمار بايد زيست
اگر دردي ز جانش برندارم ناجوانمردي است.

نمي خواهم بميرم تا محبت را به انسانها بياموزم
بمانم تا عدالت را برافرازم، بيفروزم

خرد را، مهر را تا جاودان بر تخت بنشانم
به پيش پاي فرداهاي بهتر گل برافشانم
چه فردائي، چه دنيائي!
              جهان سرشار از عشق و گل و موسيقي
و نور است ...

نمي خواهم بميرم، اي خدا!
                             اي آسمان!
                                     اي شب!
نمي خواهم
             نمي خواهم
                          نمي خواهم
                                     مگر زور است؟

فريدون مشيري


ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۳ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۱:۴۲:۵۶ توسط:مينا موضوع: خداوندا | نظرات (0)

يكي بود يكي نبود

سعي كن  حتماً همه متن را تا آخرين جمله بخواني. از همه مهمتر جمله آخر است كه بايد خوانده شود.

يكي بود يكي نبود، يك بچه كوچيك بداخلاقي بود. پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب.

روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخها را در ديوار سخت بكوبد.

بالأخره به اين ترتيب روزي رسيد كه پسرك ديگر عادت عصباني شدن را ترك كرده بود و موضوع را به پدرش يادآوري كرد. پدر به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزي كه عصباني نشود، يكي از ميخهايي را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بوده است را از ديوار بيرون بكشد.

روزها گذشت تا بالأخره يك روز پسر جوان به پدرش روكرد و گفت همه ميخها را از ديوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف ديواري كه ميخها بر روي آن كوبيده شده و سپس درآورده بود، برد. پدر رو به پسر كرد و گفت: « دستت درد نكند، كار خوبي انجام دادي ولي به سوراخهايي كه در ديوار به وجود آورده اي نگاه كن !! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلي نخواهد بود. پسرم وقتي تو در حال عصبانيت چيزي را مي گوئي مانند ميخي است كه بر ديوار دل طرف مقابل مي كوبي. تو مي تواني چاقوئي را به شخصي بزني و آن را درآوري، مهم نيست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهي گفت معذرت مي خواهم كه آن كار را كرده ام، زخم چاقو كماكان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند. يك زخم فيزكي به همان بدي يك زخم شفاهي است. دوست ها واقعاً جواهر هاي كميابي هستند ، آنها مي توانند تو را بخندانند و تو را تشويق به دستيابي به موفقي! ت نمايند. آنها گوش جان به تو مي سپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آنها هميشه مايل هستند قلبشان را به روي ما بگشايند.»

اين هفته ، هفته دوستيابي ملي است، به دوستانتان نشان دهيد چقدر براي آنها ارزش قائل هستيد.

يك نسخه از اين نوشته را براي هركسي كه او را بعنوان دوست مي شناسيد بفرستيد، حتي اگر آنها را براي دوستي كه خودش اين متن را براي شما فرستاده است، بفرستيد. اگر مجدداً اين متن به خودتان بازگشت ، بمعناي آن است كه شما در يك دايره اي از دوستان خوب قرار گرفته ايد.

شما دوست من هستيد و من به شما افتخار مي كنم.

حالا شما اين متن را براي همه دوستان و همه افراد فاميلتان بفرستيد.

لطفاً اگر من در گذشته در ديوار قلب شما حفره اي ايجاد كرده ام مرا ببخشيد.

« پشت سرمن قدم برندار، چون ممكن است راه رو خوبي نباشم، قبل ازمن نيز قدم برندار، ممكن است من پيرو خوبي نباشم ، همراه من قدم بردار و دوست خوبي براي من باش.»

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۳ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۱:۳۶:۴۸ توسط:مينا موضوع: | نظرات (0)

مي خواستم


ميخواستم تو به من عادت نكني

من به تو عادت كردم

ميخواستم تو عاشقم نباشي 

من عاشقت شدم

ميخواستم من برات مثل بقيه باشم

تو برام از همه مهم تر شدي

ميخواستم تو هيچ وقت سكوت نكني

من سكوت كردم

ميخواستم هيچ وقت آزارم ندي

خودم تا حد توانم آزارت دادم

ميخواستم با تو مثل گذشته ام عهد نبندم

اما خودم سر عهد نبسته موندم

ميخواستم تا هميشه بهم خوبي كني

من به تو بدي كردم

ميخواستم بري دنبال زندگيت

اما تو همه زندگيم شدي

 آرزو كردم آرزوت از يادم بره

ديدم همه وجودم شده آرزو

خواستم بميرم و راحت شم

ديدم جون من تويي نميتونم

حالا ديگه فقط يه آرزو دارم

با تو باشم تا هميشه تا ابد


هر چه كردم نشوم از تو جدا بدتر شد
از دل ما نرود مهر و وفا بدتر شد
مثلا خواستم اين بار موقر باشم
وبه جاي تو بگويم«شما» بدتر شد
اين متانت به دل سنگ تو تاثير نكرد
بلكه بر عكس فقط رابطه ها بدتر شد
آسمان وقت قرار من و تو ابري بود
تازه با رفتن تو وضع هوا بدتر شد
چاره دارو ودوا نيست كه حال بد من
بي تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد
روي فرش دل من جوهري از عشق تو ريخت
آمدم پاك كنم عشق تورا بدتر شد


غم تنها ترين تنهاي دنيا

                                تويي زيباترين زيباي دنيا

تو مثل اميد يك قناري

                               قراري بر دل هر بي قراري

منم يلداي بي پايان عاشق

                                تو بودي مرحم زخم شقايق

تويي لالايي خواب خوش آواز

                                بالم را مشكن در اوج پرواز

نگاهت را مي پرستم اي نگارم

                                 فداي تار مويت هر چه دارم


دلم گرفته آسمون نميتونم گريه كنم

شكنجه ميشم ازخودم نميتونم شكوه كنم

 

انگاري كوه غصه ها روسينه ي من اومده

آخ داره باورم ميشه خنده به ما نيومده

 

دلم گرفته آسمون ازخودتم خسته ترم

توروزگار بي كسي يه عمره كه در به درم

 

حتي صداي نفسم ميگه كه توي قفسم

من واسه آتيش زدن يه كوله بارشب، بسم

 

دلم گرفته آسمون يه كم منوحوصله كن

 منوكه ازاين روزگاريه خورده كمترگله كن

 

منوبه بازي ميگيرن عقربه هاي ساعتم

 مرگ كه تقديم ميكنه لحظه به لحظه لعنتم

 

آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن

نچرخ تاآروم بگيره يه آدم شكسته تر

 

دلم گرفته آسمون ازخودتم خسته ترم

 توروزگاربي كسي يه عمركه در به درم

آهاي زمين يه لحظه تونفس نزن


دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بـــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خـــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقـــت بود
بشنواين التماسرو


هر چند مال من نشدي ولي ازت خيلي چيزا ياد گرفتم.

ياد گرفتم به خاطر كسي كه دوسش دارم بايد دروغ بگم.

ياد گرفتم هيچ وقت هيچ كس ارزش شكستن غرورمو نداره.

ياد گرفتم تو زندگيم به اون كه بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه اي بشكنم.

ياد گرفتم گريه هاي هيچ كس رو باور نكنم.

ياد گرفتم بهش هيچ وقت فرصت جبران ندم.

ياد گرفتم هر روز دم از عاشقي بزنم ولي خودم عاشق نباشم


نمي دانم كه دانستى دليل گريه هايم را

نمي دانم كه حس كردى حضورت درسكوتم را

و مي دانم كه ميدانى ز عاشق بودنت مستم 

وجود ساده ات بوده كه من اينگونه دل بستم

نمي خواهم بجز من دوست دار ديگري باشي 

نمي خواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي

نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري بيند

نمي خواهم كسي نامش به لبهاي تو بنشيند

نمي خواهم به غيرازمن بگيرد دست تودستي

نمي خواهم كسي يارت شود در راه اين هست


ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۶ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۲:۳۲:۱۹ توسط:مينا موضوع: روزهاي بي تو | نظرات (0)

دل تنگي

+ نوشته شده: ۶ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۲:۱۸:۲۱ توسط:مينا موضوع: روزهاي بي تو | نظرات (0)

هرگز

هرگز نگو كه دوست داري اگر حقيقتا بدان اهميت نمي دهي....
درباره احساست سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد ....
هرگز دستي را نگيروقتي قصد شكستن قلبش را داري...
هرگز نگو براي هميشه وقتي ميداني كه جدا مي شوي...
هرگز به چشماني نگاه
نكن وقتي قصد دروغ
 
گفتن داري.... هرگز سلامي نده وقتي مي داني كه خداحافظي در پيش است ....
 به كسي نگو كه تنها اوست وقتي در فكرت به ديگري فكر ميكني....
قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداري.

ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۶ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۱:۵۸:۴۳ توسط:مينا موضوع: روزهاي بي تو | نظرات (0)

فراموشي



قصد من هيچوقت بازي با احساسات هيچكس نبوده و نيست ...

من از اولم راهم و مشخص كردم ...

راهي كه شايد من خيلي توش نقشي ندارم ...

شايد راهي كه خودش خيلي وقته راهيه اين چيزارو بهتر بفهمه ...

ولي خب دوست دارم رها باشم تا راهي ...

من و وجدانم ناراحتيم ...

همين !





براي فراموش كردن گذشته، بايد با مرگ ها، طلاق، يا فقدان هاي مختلف كنار بياييد و در اين مقاله توصيه هايي براي روبه رو شدن با شكست هايتان، خداحافظي كردن و گذشتن از آنها معرفي كنيم.

فراموش كردن گذشته تان، چه ترك يك رابطه اعتياد آور باشد يا غم از دست دادن يكي از عزيزان، يكي از سخت ترين كارهاست. با اينكه ممكن است بدانيد كه اين رابطه چقدر برايتان دردناك است و براي سلامتي خودتان هم كه شده بايد آن را كنار بگذاريد، اما هنوز براي گفتن خداحافظ مشكل داريد.

آسان نيست اما راه هاي عملي براي فراموش كردن گذشته تان وجود دارد. قبل از اينكه بخواهيد از رابطه خود خداحافظي كنيد، لازم است كه با خاطرات و تجربياتتان روبه رو شويد. اگر با اشتباهات خود دست و پنجه نرم مي كنيد، بايد مسئوليت اعمالتان را بپذيريد.

6 قدم براي فراموش كردن گذشته

1. درمورد افكار و خاطراتتان بنويسيد، نقاشي بكشيد، و درموردشان حرف بزنيد. براي فراموش كردن گذشته تان بايد به خاطراتتان احترام بگذاريد.

2. با دور ريختن  احساسات و عواطف مربوط به خاطرات دردناكتان، آنها را فراموش كنيد. خواهيد ديد كه بعد از آن چقدر احساس آرامش مي كنيد.

3. درصورت امكان به عقب برگرديد و با كسانيكه در آن خاطرات دخيل بوده اند حرف بزنيد.  براي فراموش كردن گذشته تان بايد به عقب برگرديد.

4. احساسات واقعيتان را با كسي در ميان بگذاريد. اگر صلاح است به آنها اعتراف كنيد. براي فراموش كردن گذشته تان بايد احساساتتان را بروز دهيد. اگر بايد با اشتباهاتتان كنار بياييد، بايد تقصير يا گناهتان را گردن بگيريد.

5. معذرت خواهي كرده و طلب بخشش كنيد. براي فراموش كردن گذشته تان بايد آسيب پذير باشيد.

6. براي كنترل پرخوري ها، اعتياد يا آسيب رساندن به خودتان به خاطر گذشته دردناكتان كمك بگيريد. براي فراموش كردن گذشته بايد غرور را كنار بگذاريد.

فراموش كردن عزيزان، چه همسرتان باشد كه از او طلاق گرفته ايد، چه فرزندتان باشد كه فوت كرده، چه خواهر يا برادرتان باشد كه از شما دور شده يا هر كس ديگري، بسيار مشكل است. فراموش كردن گذشته نياز به تلاش و انرژي بسيار دارد. مطمئن باشيد كه بعد از اين گذشته دردناك نه تنها مي توانيد به زندگيتان ادامه دهيد بلكه عاقل تر، آرام تر، و متمركز تر خواهيد بود.

فراموش كردن گذشته يعني چه؟

فراموش كردن گذشته يعني قبول كنيد كه براي تغيير گذشته كاري از دستتان برنمي آيد. درمواجهه با  شكستتان شما هرچه از دستتان برمي آمده كرده ايد. بايد بدانيد كه تا جاييكه مي توانسته ايد خوب، مهربان و موثر بوده ايد. اگر قرار بود به عقب برگرديد مطمئناً نمي توانستيد كاري بيش از آن انجام دهيد. پس بايد گذشته را فراموش كنيد.

فراموش كردن گذشته يعني خود را براي اشتباهاتتان ببخشيد. فكر كردن دوباره به آنچه كه مي توانستيد يا بايد انجام مي دانيد هيچ اثري ندارد. اگر با اشتباهاتتان درگير هستيد يا شكست خورده ايد سعي كنيد خودتان را ببخشيد.

فراموش كردن گذشته يعني افكارتان را بشناسيد. اگر مي بينيد كه مدام درگير گذشته هستيد، با ملايمت افكارتان را به زمان حال برگردانيد. سعي كنيد اين عادت را كنار بگذاريد كه مدام به اشتباهات گذشته تان فكر كنيد.

فراموش كردن گذشته يعني به ذات زمان اعتماد كنيد. زمان مي گذرد و شما هم بايد از گذشته بگذريد. زخم هايتان به مرور التيام مي يابند و فقط جاي آن بر جا مي ماند.

فراموش كردن گذشته يعني ارتباطات جديد ايجاد كنيد. لازم نيست كه حتماً يك گروه دوست تازه پيدا كنيد. مي توانيد يك دوستي جديد را با يكي از همكارانتان شروع كنيد يا يكي از همسايه ها را براي شام به خانه تان دعوت كنيد. اگر درمورد شكست هايتان با كسي حرف بزنيد راحت تر مي توانيد با آنها كنار بياييد.

فراموش كردن گذشته يعني در مكالماتتان به دنبال تعادل باشيد. خيلي مهم است كه دردها و ناراحتي هايتان را با ديگران قسمت كنيد اما به همان اندازه مهم است كه به زندگيديگران هم علاقه نشان دهيد.

فراموش كردن گذشته يعني يك دنياي تازه را تجربه كنيد. شروع به تحصيل در يك رشته تازه كنيد يا يك سرگرمي جديد پيدا كنيد. براي فراموش كردن گذشته بايد به دنبال جهت هاي تازه باشيد.

فراموش كردن گذشته يعني زمانتان را در اختيار ديگران قرار دهيد. فرصت هاي بيشمار تازه اي وجود دارد كه به شما كمك مي كند با گذشته تان خداحافظي كنيد. از منطقه امنتان بيرون بياييد. وقتتان را با كساني بگذرانيد كه شادتان مي كنند و از بودن با آنها لذت مي بريد.

وقت مي خواهيد يك رابطه را فراموش كنيد بايد به طور جدي فكر كنيد كه آيا عاقلانه است كه باز با آن فرد وقت بگذرانيد يا بايد همه چيز را به طور كل فراموش كنيد. شايد هنوز عاشق او باشيد يا از شما سوءاستفاده كرده باشد و در افكار و احساساتتان سردرگم شده باشيد. ايجاد يك وقفه عاقلانه ترين راه ممكن است. از اين طريق مي توانيد راحت تر فراموش كنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۶ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۱:۴۱:۰۰ توسط:مينا موضوع: جزوه هاي حقوقي | نظرات (0)

بن بست

گاهي مسير جاده به بن بست ميرود
گاهي تمام حادثه از دست ميرود
گاهي همان كسي كه دم از عقل ميزند
در راه هوشياري خود مست مي رود
گاهي غريبه اي كه به سختي به دل نشست
وقتي كه قلب خون شده بشكست مي رود
اول اگرچه با سخن از عشق آمده
آخر خلاف آنچه كه گفته است مي رود
واي از غرور تازه به دوران رسيده اي
وقتي ميان طايفه اي پست مي رود
هر چندمضحك   است و پر از خنده هاي تلخ
بر ما هر آنچه لايقمان هست مي رود
گاهي كسي نشسته كه غوغا به پا كند
وقتي غبار معركه بنشست مي رود
اينجا يكي براي خودش حكم مي دهد
آن ديگري هميشه به پيوست مي رود
اين لحظه ها كه قيمت قد كمان ماست
تيريست بي نشانه كه از شست مي رود
بي راهه ها به مقصد خود ساده مي رسند
اما مسير جاده به بن بست مي رود

شايد گلي را كه به چشم تو سرخ مي آمد‏
زرد ديده باشم من..
شايد راهي را كه در چشم تو راست مي آمد‏
چشمان من پُر پيچ و خَم مي ديدند.
شايد صدايي كه تو آن را با صداي آواي بال فرشته‏
يكي مي ديدي


ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۲:۳۰:۳۲ توسط:مينا موضوع: جزوه هاي حقوقي | نظرات (0)